°O°(♥‿♥)شمـــــــیم عشــــق(♥‿♥)°ºO

اینده کتابیست که امروز می نویسیش پس چیزی بنویس که فردا از خواندن ان لذت ببری

رایگان

 

اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام
من رعد و برق و زلزله‌ام؛ ناگهانی‌ام
این بیت‌های تلخِ نفس‌گیرِ شعله‌خیز
داغ شماست خیمه زده بر جوانی‌ام

رودم؛ اگر چه بی‌تو به دریا نمی‌رسم
کوهم؛ اگر چه مردنی و استخوانی‌ام
من کز شکوه روسری‌ات کم نمی‌کنم
من، این من غبار؛ چرا می‌تکانی‌ام؟
بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز
این سر که سرشکست? نامهربانی‌ام
کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست
از بعد رفتنت گل ابروکمانی‌ام
شاعر شنیدنی است ولی دست روزگار
نگذاشت این که بشنوی‌ام یا بخوانی‌ام
این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند
من دوست‌دار بستنی زعفرانی‌ام

 
نوشته شده در سه‌شنبه 07 آبان 1392ساعت 18:03 توسط shamimeshgh_m| ارسال نظر(5) |

رایگان

خدایا من دلم را صابون زدم به عشق او …
ولی چرا چشمانم می سوزند ؟؟؟

نوشته شده در سه‌شنبه 07 آبان 1392ساعت 18:02 توسط shamimeshgh_m| ارسال نظر(1) |

رایگان

 

دلم را به تخت میبندم تا ترکت کند …
فریاد میکشد ، میلرزد ، خمارت میشود …
رها که شد او میماند و عمری وسوسه ی تلخِ دوباره خواستن تو !

نوشته شده در دوشنبه 06 آبان 1392ساعت 17:18 توسط shamimeshgh_m| ارسال نظر(1) |

رایگان

 

اصلا تو، تمام مقیاسها را زیر و رو کردی.
ابرو هایت را برایم گره نکن. با اخم هایت که، چیزی درست نمی شود.
فقط دل من میلرزد و آن موقع است که، دنیایم بهم میریزد.
پس، بیا با هم کنار بیاییم. اخمهایت را باز کن.
باور کن چیزی به نام لبخند هم وجود دارد که، خیلی به تو می آید.
من هنوز هم تمام زیبایی های دنیا را با تو می سنجم

نوشته شده در دوشنبه 06 آبان 1392ساعت 17:18 توسط shamimeshgh_m| ارسال نظر(0) |

cze

خطا از من است ، می دانم …
از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نعبد “
اما به دیگران هم دلسپرده ام
از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین “
اما به دیگران هم تکیه کرده ام
اما رهایم نکن
بیش از همیشه دلتنگم
به اندازه ی تمام روزهای نبودنم …

نوشته شده در جمعه 03 آبان 1392ساعت 17:18 توسط shamimeshgh_m| ارسال نظر(7) |

تبادل

 

آدم هــا بـرای هــم سنگ تمــام مـی گذارنــد،
امــا نـه وقتــی کــه در میانشــان هســتی،
نــــــــه..،
آنجــا کــه در میــان خـاک خوابیــدی،
“سنـــگِ تمــام” را میگذارنـد و مــی رونــد….

نوشته شده در سه‌شنبه 30 مهر 1392ساعت 22:18 توسط shamimeshgh_m| ارسال نظر(0) |

تبادل

نه ,دزداست....نه، کسی را نکشته/اما......

اما
محکوم 

به حبس ابد است.....به زندان پدر

مادرمن هر روز, در میان هم بندی هایش :
3قابلمه 4 کفگیر
5 دست بشقاب 
چین های پیشانی اش را می شمارد
و بوی قورمه سبزی می گیرد.
پدرم,......باغبان خوبیست

هر روز
چشمان مادر را آبیاری می کند .....و بالهایش را هرس
پوستینی از شب را 
روی تن مادر می اندازد
مبادا سردش شود
مادرم اعصابش درد می کند
قرص های صورتی اش را سر وقت میخورد
تا چشمانش کور شود
وقتی
تار موی بلندی را 
از لباس پدر جدا می کند.
ساعت روی دیوار 12 بار می نوازد
پدر به خانه برنگشته
و غذا
شور شده.
به گمانم مادر
باز هم گریه کرده است.

نوشته شده در سه‌شنبه 30 مهر 1392ساعت 22:16 توسط shamimeshgh_m| ارسال نظر(0) |

دانلود فیلم با لینک مستقیم

دیشب خوابتو دیدم

با همون آرامش همیشگی

نگاهت مثل همیشه پاک و معصوم

و عطر وجودت ....

حیف که کوتاه بود

کاش امشبم بیای

شاید امشب 

وقتی خواب بودم 

موهای دلتنگمو نوازش کنی...

نوشته شده در دوشنبه 22 مهر 1392ساعت 17:44 توسط shamimeshgh_m| ارسال نظر(7) |

                                                               

                                                                            

 

نوشت ” قمحا “…
همه به او خندیدند..!!

گریستــــــــــــــ…..
گفت به “غمها” یم نخندید که هر جور نوشته شود درد دارد…!
از تَـــــــه به سر بخوان تا منِ آن روزها را بشناسی…!

نوشته شده در شنبه 20 مهر 1392ساعت 17:28 توسط shamimeshgh_m| ارسال نظر(0) |

آری از پشت کوه آمده ام…
چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟!
برای عشق خیانت کرد
برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد
برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند
وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم
می گویند: از پشت کوه آمده!
ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!

نوشته شده در پنج‌شنبه 18 مهر 1392ساعت 20:01 توسط shamimeshgh_m| ارسال نظر(1) |


Power By: LoxBlog.Com

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران